عماد افروغ

عماد افروغ (زاده ۱۳۳۶ در شیراز) نویسنده، دکترای جامعه‌شناسی و سیاست‌مدار ایرانی است. او نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در دوره هفتم از ائتلاف اصول گرا و رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس بود. و در مجلس 8 به دلیل اختلاف با اصولگراها کاندید نشد.

سوابق شغلی:

از سوابق شغلی وی می‌توان به مدیر گروه اجتماعی مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری ۷۳-۷۲ مدیر کتابخانه مرکزی دانشگاه تربیت مدرس ۷۷-۷۶، مسئول گروه سیاست داخلی کمیسیون داخلی، دفاعی و امنیتی دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام ۷۷-۷۹، مدیر گروه فرهنگ، هنر و تاریخ شبکه یک صدا و سیما ۸۲-۸۰، تدریس در دانشگاه‌های مختلف، دبیر و مسئول کمیته علمی همایشهای روشنفکری در ایران و موازین توسعه و ضد توسعه فرهنگی کلان شهر تهران اشاره کرد. افروغ در حال حاضر در یکی از روستاهای شهرستان سوادکوه در منطقه لفور در 50 کیلومتری بابل زندگی می کند.

افروغ همواره از منتقدین اصولگرایان بوده که همین باعث گردید که در دورهٔ بعدی مجلس، علی رغم خواست اصولگرایان کاندیدا نشود و از قدرت کناره گیری نماید. وی پس از آن همچون گذشته به کارهای تئوریک مشغول گردید و با شدت بیشتر به انتقاد از اصولگرایان پرداخت.

افروغ از نظریه پردازان سرشناس اصولگرا محسوب می گردد. نظریه نقد درون گفتمانی را او ابداع کرد و بعدها به گفتمانی غالب تبدیل شد.

نظرات:

میر حسین موسوی

در این راستا، افروغ خود را از اولین افرادی می‌داند که از میرحسین موسوی برای حضور در عرصه دعوت کرده‌است. وی در زمستان ۸۷ بیان می‌دارد که پس از صورت گرفتن این امر و حضور موسوی، امید داشته که بسیاری از دغدغه‌هایش رفع شود. وی رعایت اخلاق در انتخابات را از محورهای ضروری می‌داند. اما افروغ از موسوی حمایت نکرد و حتی بعد از انتخابات از اینکه برخی وی را به موسوی منتسب می‌کردند گلایه کرد. وی حتی پس از انتخابات عنوان کرد که هیچگاه نگفته موسوی چهره‌ای اخلاقی است، اما اینکه وی بخشی از تاریخ ماست قابل انکار نیست.  افروغ بیان می‌کند که در ایام انتخابات به موسوی توصیه کرده بود که از گروههای سکولار و لیبرال فاصله بگیرد.

««واقعیت طیف گونه سیاسی کشور ما با وجود کاندیداهای مختلف و متعدد در انتخابات نشان داده می شود و بر حسب این دغدغه از حضور میر حسین موسوی در عرصه انتخابات همزمان با دعوت دیگران از وی برای حضور در عرصه ، استقبال کردم.

بنده همواره  گفته ام که هر کاندیدایی که در چارچوب انقلاب اسلامی باشد و از بنده مشورت بخواهد حاضرم به او مشورت بدهم. من میر حسین موسوی را در چارچوب انقلاب اسلامی می دانم و با توجه به اصولی که از انقلاب می دانم و انعطاف و انبساط آن مهندس موسوی یک فرد انقلابی است.»»

.استیضاح رهبر

عماد افروغ، در روز ۲۶ دی ماه ۱۳۹۰ در برنامه زنده تلویزیونی پارک ملت گفت: «هر فردی از افراد جامعه این حق را دارد که رهبر را استیضاح کند و اگر رهبری نتواند پاسخ مناسب بدهد، خود بخود معزول است. مشکل اصلی الان شکاف و فاصله میان دولت و ملت است که مدام بیشتر می‌شود.»

مجلس خبرگان

افروغ همچنین درباره مجلس خبرگان رهبری در این برنامه گفت: «چرا باید تنها فقها (حکم شناسان) در این مجلس حضور داشته باشند. اقتصاددانان و دیگر متخصصان (موضوع‌شناسان) نیز باید در این مجلس حضور داشته باشند»

ولایت فقیه

««همواره تاکید کرده ام که اصل ولایت فقیه منادی حاکمیت خدا در قالب رهنمودها و قواعد الهی، آزاداندیشی و حقیقت گرایی و رها شدن از قید و بندهای کاذب است و در واقع مسیری است که رستگاری دنیوی و اخروی را برای ما رقم می زند.»»

توهین به منتقدان

««فرصت را مغتنم می‌شمرم و با غسل شهادت، عین گفت‌و‌گوی حضوری خود در برنامه پارک ملت به منظور استفاده از تحلیل‌ها و نقدهای عالمانه و به منظور جلوگیری از سوء استفاده برخی از فتنه جویان، متحجران و سنگ اندیشان، متوهمان و دوستداران هیجانات کاذب و کاسبان و کرکسان فتنه، به ویژه در آستانه انتخابات را در اختیار رسانه‌ها قرار می‌دهم.»»

هاشمی رفسنجانی

««به اعتقاد من پیشنهادهای آقای هاشمی پیشنهادهایی حداقلی است و می‌توان پیشنهادهای دیگری در جهت تلطیف فضای سیاسی، اجتماعی کشور مطرح شود و باز هم متاسفم که به این پیشنهادها توجه نمی‌شود و گام شایسته‌ای برای تحقق آن برداشته نمی‌شود.»»

یادداشت دکتر عماد افروغ در روزنامه اعتماد ملی؛

کدام انقلاب مخملین؟ چگونه؟

که سابقه کوتاه روزنامه اعتماد ملی مشخص است و ایشان در این مقاله در صدد اثبات این است که این شورش ها بر اندازی در کار نبوده است و ابطحی و عطریان فر بی خود دستگیر شده اند.

««اصلا بحث ارتباط با خارجی‌ها و خط گرفتن را هم اگر کنار بگذاریم، با کدام عینک واقع‌بینی می‌توان به این نتیجه رسید که محمد عطریانفر و محمدعلی ابطحی چنین قدرتی در اختیار داشتند؟ چطور است که دو چهره مانند ابطحی و عطریانفر که همیشه از مدیران میانه بوده‌اند به یک باره دارای چنین قدرت براندازانه‌ای شده‌اند؟ اگر این نیست شاید هم موقعیت و پایه‌‌های نظام برای تغییر قدرت زیادی نمی‌خواهد!»»

بیداری اسلامی و نفش حزب الله

««بیداریهایی که در جهان اسلام اتفاق افتاده، بسط یافته انقلاب اسلامی است اما با یک واسطه که این واسطه حزب الله است. حزب الله در حقیقت نسخه اصلی چیزی است که بعضیها در داخل می خواهند وانمود کنند که هستند.»»

9دی

با مراجعه ای که من داشتم ایشان در وبلاگ شخصیشان هیچ اظهار نظری درباره 9دی نداشته اند در حالی که بارها در دفاع از بازداشت شدگان زمان اغتشاشات اظهارات زیادی حتی در روزنامه اعتماد ملی داشته اند. 

نتیجه:

در کل که اظهارات و نظرات ایشان را مورد بررسی قرار میدهیم می بینیم که هم اظهارات خوب دارند و هم اظهارات نامناسب و نمی شود گفت ایشان معاند و ضدیت با نظام و ولایت فقیه دارند و هنوز عده ای از دلسوزان انقلاب ایشان را از خود نظام می دانند فقط ایشان در نقد کردن ها تند هستند و البته نظریه خودشان که همانطور که اشاره شد نقد درون گفتمانی را خیلی رعایت نیم کنند و بیشتر نقدهایشان برون گفتمانی است تا درون گفتمانی چرا که صدای ایشان بیشتر، از صدای آمریکا و BBC  فارسی و رادیو اسرائیل شنیده میشود .

و حال چند سوال مطرح است:

چرا نقدهای آقای افروغ بیش از آن‌که مورد استقبال دلسوزان و متعهدین به نظام مقدس جمهوری اسلامی قرار بگیرد با استقبال گسترده‌ی رسانه‌های اپوزیسیون داخلی و خارجی و رسانه‌های مخالف قرار می‌گیرد؟ آیا جز امثال افروغ و علی مطهری کس دیگری نیست که به نظام نقد داشته باشد؟ پس چرا نقد اشخاص دیگر با چنین استقبالی مواجه نمی‌شود؟ برای مثال هر روز ده‌ها نقد از سوی رسانه‌ها و سایت‌های وابسته به جریان انقلاب اسلامی، به ارکان و بخش‌های مختلف نظام می‌شود، از مطالب سایت‌های ولایی چون بی‌باک نیوز و 598 و رجا، تا کیهان و جوان و وطن امروز و...، اما چرا ضد انقلاب روی این مطالب مانور نمی‌دهد؟ و یا حتما با من هم عقیده هستید که بزرگ‌ترین و تندترین نقدها به عملکرد جمهوری اسلامی را اشخاصی چون آیت‌الله مصباح یزدی، استاد رحیم‌پور ازغدی، حسن عباسی، سعید قاسمی، حسین شریعتمداری و... انجام داده‌اند اما هیچ‌گاه مورد بهره‌برداری رسانه‌های ضد انقلاب قرار نگرفته است. چرا؟ و یا در مثالی دیگر به یاد بیاورید دیدار چندی پیش رهبر انقلاب با دانشجویان را که در آن یکی از دانشجویان نقدهای خیلی تندی به قوای مختلف نظام داشت و به تعبیر آقا، بالا تا پایین نظام را مورد نقد قرار داد و بعد هم وقتی حرف‌هاش تمام شد، آقا لبخندی به او زد و به جای این‌که ناراحت شوند، با لبخند او را مشایعت کردند. اما سخنان این دانشجو هم واکنش ضد انقلاب را در پی نداشت. چرا؟

این نتیجه تحقیقاتی بود که من در مورد ایشون داشتم که انشاءالله ایشان از نیروهای نظام باشند و به این کشور خدمت کنند.

اگر دوستان تحقیقات و اطلاعات بیشتری دارند ارائه دهند تا به نتیجه بهتری برسیم.

/ 0 نظر / 16 بازدید