رسالت طلبگی

«وقتی به تهران آمدم متوجه شدم که آن چه من می دانم، به کار مردم نمی آید و آنچه که به کار آنها می آید، من نمی دانم. از این رو، مشغول آموختن شدم، آموختن آن چه در مقام تبلیغ به درد مردم می خورد.» متأسفانه ما در تحصیلات با چنین مشکلی رو به روییم. جهت گیری تحصیلی به سوی شؤون مختلف و مراتب متفاوت مخاطبان نیست و این می طلبد که طلاب علوم دینی در کنار تحصیلات رسمی به کسب آنچه جایش خالی است، همت بگمارند.

اصالت برپایی حوزه های علمیه بر پایه این آیه مبارکه است: «فلولا نفرمن کل فرقة منهم طائفه لیتفقهوا فی الدین و لینذروا قومهم اذا رجعوا إلیهم.» (سوره توبه 122). در این آیه دو نکته است که گاهی مورد بی توجهی قرار می گیرد یکی اینکه کسانی که پای به این عرصه می گذارند از همین جامعه ای شاهد آن هستیم آمده اند (نفرمن کل فرقة) و سپس قرار است به همین جامعه بازگردند (اذا رجعوا الهیم) پس چرا به این جامعه بی توجهی می شود یا بهتر بگویم چرا از این جامعه ای که از آن آمده ایم و به آن باز خواهیم گشت غفلت می کنیم و گاهی هم شأن خود را چنان بالا می پنداریم که حتی حاضر نیستیم به حرف جامعه گوش دهیم!

زمانی که قرار است به این جامعه بازگردیم مگر قرار است چه بگوییم؟ جز این است که اسلام آمده است نیازها و مشکلات مردم را جواب گوید و آنها را به سعادت برساند حال اگر از مشکلات و نیازهای جامعه بی خبر باشیم چه داریم که به آنها بگوییم. بعضی می گویند این نسل جوان را چه شده است که از دین دوری می کند. بله باید بگوییم آیا ما حرفی برای نیازهای آنها داشته ایم که آنها نیامده اند؟

اینها سؤالاتی است که هر طلبه ای در طول تحصیل خود باید به آن ها توجه داشته باشد.

دومین نکته ای که در این آیه نباید مورد غفلت قرار گیرد این است که شرط ورود به جامعه و انذار مردم تفقّه در دین است یعنی کسی شایستگی انذار پیدا می کند که خوب درس خوانده باشد، خوب دین را شناخته باشد، تفقه در دین داشته باشد، نگرش عمیق در مسائل دینی داشته باشد. در این صورت است که می توان متناسب با نیازهای جامعه از آموزه های دینی مردم را بی نیاز کرد. اگر دین را نشناخته باشیم و به انزار مردم مشغول شویم آنگاه یا حرفی برای گفتن نداریم یا اگر حرفی داریم، حرف دین نیست، حرف ماست.

/ 1 نظر / 15 بازدید
SAHAR

سلام دوست عزیز،وب جذابی داری،اگه مستندهای جذاب و دیدنی دوس داری حتما از ما دیدن کن.