حجره من
نوشته ها و حرف های یه حجره نشین 
قالب وبلاگ

خبر شهادت طلبه امر به معروف شهید علی خلیلی تکانمان داد. مایی که هنوز نمی توانیم در مقابل یک گناه یک تذکر کوچک بدهیم چه رسد به ایک بخواهیمانمان را بدهیم ولی در عقیده انانکه آرمانشان را با خون امضا کردند شک نکن.

متن کامل نامه شهید علی خلیلی به شرح زیر است:

سلام آقا جان!
امیدوارم حالتان خوب باشد. آنقدرخوب که دشمنانتان از حسودی بمیرند و از ترس خواب بر چشمانشان حرام باشد. اگر از احوالات این سرباز کوچکتان خواستار باشید،خوبم؛دوستانم خیلی شلوغش میکنند. یعنی در برابر جانبازی هایی که مدافعان این آب و خاک کرده اند،شاهرگ و حنجره و روده و معده من عددی نیست که بخواهد ناز کند… هر چند که دکترها بگویند جراحی لازم دارد و خطرناک است و ممکن است چیزی از من نماند…من نگران مسائل خطرناک تر هستم… من میترسم از ایمان چیزی نماند. آخر شنیده ام که پیامبر(ص) فرمودند: اگر امر به معروف و نهی از منکر ترک شود، خداوند دعاها را نمی شنود و بلا نازل میکند. من خواستم جلوی بلا را بگیرم.اما اینجا بعضی ها میگویند کار بدی کرده ام. بعضی ها برای اینکه زورشان می آمد برای خرج بیمارستان کمک کنند میگفتند به تو چه ربطی داشت؟!!مملکت قانون و نیروی انتظامی دارد!ولی آن شب اگر من جلو نمی رفتم، ناموس شیعه به تاراج میرفت ونیروی انتظامی خیلی دیر میرسید. شاید هم اصلا نمی رسید…یک آقای ریشوی تسبیح بدست وقتی فهمید من چکار کرده ام گفت : پسرم تو چرا دخالت کردی؟ قطعا رهبر مملکت هم راضی نبود خودت را به خطر بیندازی!من از دوستانم خواهش کردم که از او برای خرج بیمارستان کمک نگیرند، ولی این سوال در ذهنم بوجود آمد که آقاجان واقعا شما راضی نیستید؟؟ آخر خودتان فرمودید امر به معروف و نهی از منکر مثل نماز شب واجب است.آقاجان!بخدا دردهایی که میکشم به اندازه ی این درد که نکند کاری بر خلاف رضایت شما انجام داده باشم مرا اذیت نمیکند. مگر خودتان بارها علت قیام امام حسین(ع) را امر به معروف و از منکر تشریح نفرمودید؟مگر خودتان بارها نفرمودید که بهترین راه اصلاح جامعه تذکر لسانی است؟یعنی تمام کسانی که مرا توبیخ کردند و ادعای انقلابی گری دارند حرف شمارا نمی فهمند؟؟یعنی شما اینقدر بین ما غریب هستید؟؟رهبرم!جان من و هزاران چون من فدای غربتت. بخدا که دردهای خودم در برابر درد های شما فراموشم میشود که چگونه مرگ غیرت و جوانمردی را به سوگ مینشینید.آقا جان!من و هزاران من در برابر درد های شما ساکت نمی نشینیم و اگر بارها شاهرگمان را بزنند و هیچ ارگانی خرج مداوایمان را ندهد بازهم نمی گذاریم رگ غیرت و ایمان در کوچه های شهرمان بخشکد.

بشکست اگر دل من بفدای چشم مستت
سر خمَ می سلامت شکند اگر سبویی

 

[ ۱۳٩۳/۱/۱۱ ] [ ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ ] [ محمد حسین شاهم آبادی ]

    یک فکری بود که تا دیروز حضور مردم در سفرهای استانی را علامت گرسنگی مردم می دانست و آن را به «رقص دلفین ها» برای کسی که برایشان غذا می انداخت تشبیه می کرد و هر حرکتی که مردم در آن حضور داشتند و از ایمان و عشق مردم شور و نشاط می گرفت «پوپولیستی»، سازمان دهی شده و خالی از عقلانیت می دانست و حضور در جمع مردم را بی ثمر و عوامفریبی! همان ها که تا دیروز معتقد بودند به جای رفتن به این شهر و آن شهر، می توان در مرکز با نخبگان نشست و مسائل را حل کرد، امروز سفر استانی دولت را- که کاری خوب و پسندیده و ضروری است- از منظر دیگری تفسیر می کنند و همه حرف های دیروزشان را به طاق نسیان و فراموشی کوفته اند! امروز هر کاری خوب است و استقبال ها «خودجوش» و مردمی!

    تا دیروز برای حفظ شأن مجلس- که البته والا و بالاست و باید حفظ شود- به دروغ اشک تمساح می ریختند و فریاد می زدند و گلایه می کردند که دولت نسبت به مجلس بی مهری می کند و مجلس را در رأس نمی داند امروز، عصاره فضائل ملت(نمایندگان مردم) در نظرشان آنقدر بی ارزش و بی مقدار است که سودای تغییر قانون و امکان انحلال مجلس منتخب مردم توسط رئیس جمهور را دارند! آنها که دیروز عده ای از نمایندگان مردم را وکیل الدوله! می نامیدند و نماینده آزاد و مردمی را کسی می دانستند که دائم در حال درگیری و نزاع با دولت باشد، امروز از چند سؤال به حق نمایندگان و هشدار درباره چند تخلف آشکارِ آنها، به تنگ آمده اند و برای نمایندگان خط و نشان می کشند و از حالا برای انتخابات آینده برنامه ریزی می کنند و نقشه می کشند تا مجلسی همسو با دولت- و به تعبیر دیروز خودشان وکیل الدوله- تشکیل دهند.!

   اکنون همان ها هر را که به تفکر و نامزد خاصی رأی نداده بی قانون میدانند حتی اگر این «هر که» نیمی از مردم کشورمان باشند! به واقع اگر در گذشته چنین سخنی توسط یک مقام رده چندم دولتی گفته می شد، رسانه های زنجیره ای شما چه گلویی چاک می کردند و چه فریاد وا مردمی سر می دادند!؟ و امروز چه شده که قبیله گرایی سیاسی، آنها را از عمل و حتی تظاهر به پایبندی به شعارهای پیشین بازداشته است؟ آیا در عقیده تان راجع به مردم تجدید نظر کرده اید یا نه واقعا نیمی(49.5%) از مردم را ضد قانون می دانید؟!

چه شده است که تا دیروز اگر یک وزیر و یا مدیر عوض میشد آنرا نماد دیکتاتوری میدانستید و حالا اگر اتوبوس اتوبوس مدیر عوض شود آنرا نماد همگرایی میدانید.

***

روزی پسر و دختر یک خانواده ای با همسرانشان روی پشت بام خوابیده بودند. مادر خانواده سری به آنها زد دید پسرش با همسرش خیلی عاشقانه همدیگر را در آغوش گرفته اند و خوابیده اند بیدارشان کرد و به عروسش گفت هوا گرم است مقداری از هم فاصله بگیرید پسرم گرمش نشود. به طرف دخترش رفت دید معمولی خوابیده اند به دخترش گفت مادرم هوا سرده به شوهرت نزدیکتر شو تا گرمتان شود. در این حین عروس برخواست و گفت قربان برم خدا را یک بام و دو هوا را این ور بوم تابستون اون ور بوم زمستون.

[ ۱۳٩٢/۱۱/٢ ] [ ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ ] [ محمد حسین شاهم آبادی ]

امروز به یک فروشگاه لباس مارک دار رفتم. وای نگو که چه لباسهایی داشت. یکی از یکی بهتر. همه زیبا و شیک . همه آدم هایی هم که به این فروشگاه اومده بودند کلاس بالا و بچه مایه دار و خوش برو رو بودند. به دور و برم نگاه کردم و یکی رو دیدم لباسی پوشیده که فکر کنم یه چند سالی بود براش تنگ شده بود اتفاقا خواهرش هم لباسش خیلی براش کوتاه شده بود خب شاید اومده بودند لباس نو و اندازه بگیرند ولی وقتی لباس تازه هم برداشتند بازم بهشون کوتاه و تنگ بود. خواستم برم جلو بگم خانم لباسی که انتخاب کردید اندازه شما نیست شما باید یه چند سایز برزرگتر بگیرید ولی گفتم به من چه شاید پول نداره ولی قیافش مثل بچه مایه دار ها بود ... ولش کن ... یه لباس برداشتم برم که حساب کنم نگام به خانم فروشنده پشت میز که سرش تو کامپیوترش بود، افتاد. سرشو که بالا اورد و گفت: در خدمتونم خانومم... یه لحظه ترسیدم چند قدم عقب عقب رفتم یاد بچه گی هام افتادم. کارتون سفید برفی نه اینکه فکر کنی این خانم منشیه سفید برفی شده بود نه -اگه این بود که ترس نداشت- مثل مادر ناتنی سفید برفی شده بود انگار جعبه آرایش رو روی صورتش خالی کرده بود. یاد مامان بزرگم بخیر می گفت زن باید خودش خوشکل باشه... ولش کن از این هم بگزریم .... دوباره یه نگاهی به دور تا دور لباس فروشی کردم. پر از لباس. این همه لباس برای چیه؟! جز برای اینکه « یا بنی آدم قد انزلنا علیکم لباساً یواری سواتکم و ریشا» این لباسها فقط برای اینه که زشتی انسان را بپوشاند و زینت انسان باشد. پس چرا بعضی ها با همین لباس خودشون رو زشت می کنند.

 

توهمه این لباسها نگاه کردم زیباترینشون را بردادم دیدم لباسی بهتر از لباس تقوا نیست... « لباس التقوی ذلک خیر»

 

گرفته شده از سانتا ماریا

[ ۱۳٩٢/٩/۱ ] [ ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ ] [ محمد حسین شاهم آبادی ]

اگر همانند پایان جنگ مسئولین محترم بی‌توجه به این ظرفیت‌های داخلی و با کم انگاشتن آن‌ها تنها چاره را در خارج مرزها و همراه با حل کوتاه‌مدت برخی مسائل جستجو کنند و با سرمایه گذاری و مانور رسانه‌ای و غیررسانه‌ای روی راه‌حل‌های بی‌جا و نابجای برون‌مرزی، عملاً این حجم توانمندی و استعداد داخلی را نادیده بگیرند، مجدداً ضربه‌ای جبران‌ناپذیر به این حرکت اسلامی وارد خواهد شد و این حرکت عظیم پویایی علمی که بحمدالله امروز مشاهده می‌شود با این بی‌اعتمادی از دست خواهد رفت.

[ ۱۳٩٢/٧/۱۸ ] [ ٥:۱٤ ‎ب.ظ ] [ محمد حسین شاهم آبادی ]

مدتی است که وهابیون پاکستان دست به کشتار فجیع و دسته جمعی شیعیان پاکستان زده اند.

در همین راستا مراجع عظام تقلید در قم روز شنبه، تمامی دروس حوزه علمیه را برای تجمع و اعتراض در مسجد اعظم، تعطیل اعلام کردند. آیت الله مکارم شیرازی این درخواست را از آیت الله حسینی بوشهری رئیس حوزه علمیه قم کرده اند و ایشان با این نظر موافقت کرده اند. آیت الله وحید خراسانی هم روز 4 شنبه در درس خارج خود به تدریس نپرداختند و به فقط درباره این کشتار صحبت کردند و خواهان تجمع و اعلام حمایت ار شیعیان پاکستان شدند. آیت الله نوری همدانی نیز فرمودند: در کشتار شیعیان پاکستان تمام عالم شیعه باید عزا دار باشد.

تعطیلی درس در حوزه های علیمه اهمیت بالایی دارد چرا که حوزه های علیمه بر خلاف بقیه مراکز آموزش عالی در تمام طول هفته غیر از جمعه ها مشغول تحصیل هستند و بزرگان حوزه هم با تعطیلی به سختی مخالفند به طوری که علمای قدیم در تمام طول سال کلاس خود را تعطیل نمی کردند جز در روز عاشورا و شهات حضرت زهرا سلام الله علیها حتی داستانهایی نقل است که برخی بزرگان حتی در روز فوت فرزند و یا مادر و همسرشان به درس می امدند و بعد از درس به شاگردان می گفتند برویم تدفین فرزند من. کشتار شیعیان پاکستان اهمیت بالایی داشته که علما درس را تعطیل کرده اند.

در بررسی اجمالی که بنده انجام داده اند کسانی که به کشتار شیعیان پرداخته اند اعلام کرده اند که این کار را به خاطر توهین یک شخص در شبکه های ماهواره ای به عایشه همسر پیامبر، انجام می دهند.برخلاف خیلی ها که بعد از فتوای امام خامنه ای درباره حرمت توهین به همسران پیامبر، این فتوا را تقبیح می کرند میشود فهمید آقا کجاها و چه مصالحی را می بینند.

یاد گفته آیت الله بهجت افتادم که می گفتند: اینها که لعن علنی می کنند اگر راست می گویند بروند زن و بچه هایشان را در پاکستان بگذارند بعد بیایند لعن بدهند.

[ ۱۳٩۱/۱٢/۱۸ ] [ ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ ] [ محمد حسین شاهم آبادی ]
  • برای هرکی بخواهی جشن تولد بگیری و روی کیکش به اندازه سالهای عمرش شمع بذاری اول باید بدونی چند سالشه! اگه بخواهی برای یه درخت جشن تولد بگیری باید قطعش کنی تا بفهمی چند سالشه! چقدر سخته جشن تولد یه درخت همون روزیه که می میره.
  • همین روزها، روز درخت کاریه.
  • نمی دونم این ها چه ربطی به هم داره ولی 17 اسفند تولد من بود .

 

[ ۱۳٩۱/۱٢/۱۸ ] [ ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ ] [ محمد حسین شاهم آبادی ]

راهپیمایی امروز مردم قم واقعاً با شکوه بود. من خودم اصلاً فکر نمی کردم مردم اینقدر شرکت پرشوری داشته باشند. من که با دیدن این مردم دلم شاد شد. دل آقامون هم حتماً شاد شده خدا دل همه این مردم رو شاد کنه.

در میان شعارهایی که از بلندگوهای رسمی راهپیمایی پخش میشد شعارهایی بر علیه بی اخلاقیهای بعضی مسئولین و دعوت آنها به وحدت و یکپارچگی هم شنیده میشد تا اینکه در پایان راهپیمایی که هرساله با سخنرانی علی لاریجانی رئیس مجلس و نماینده مردم قم به پایان می رسید با شروع سخنرانی ایشون این شعارها مردمی شد و عده زیادی شعارهایی بر علیه بداخلاقی های این چند وقته می دادند. هفت هشت دقیقه این شعارها ادامه داشت و اخلال در سخنرانی ایشون ایجاد کرد و در نهایت سخنرانی قطع شد و آیت الله سعیدی امام جمعه قم و تولیت حرم حضرت معصومه سلام الله علیها سخنرانی را ادامه دادند.

نمیخوام بگم این حرکت خوب بوده یا بد  ولی این رو همه خوب فهمیدند مردم به دور از همه اختلافات مسئولین مثل همیشه پشت رهبر و مملکتشون هستند.

[ ۱۳٩۱/۱۱/٢٢ ] [ ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ ] [ محمد حسین شاهم آبادی ]
[ ۱۳٩۱/۱۱/٢٠ ] [ ۱:٤٧ ‎ب.ظ ] [ محمد حسین شاهم آبادی ]

چند روز پیش با یکی از فعالین دانشجویی کرج صحبت می کردم می گفت یه عده از مسئولین تو مملکت کارشون رو گذاشتند که بر خلاف حرف های آقا کار کنند تا قداست آقا بکاهند!!!     اولش خیلی حرفش ور قبول نکردم ولی دیروز با حوادث مجلس باورم شد . ولی نمیدونند مردم تو همون 9 دی نشون دادند که جدای از همه سیاسی بازی های اونها پشت رهبرشون و مملکتشون هستند.

[ ۱۳٩۱/۱۱/۱٦ ] [ ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ ] [ محمد حسین شاهم آبادی ]

همه از مؤمنان بودند، دلسوخته و پاکباخته که از آزمون سخت روزهای بد حادثه نیز، روسفید و سربلند بیرون آمده بودند. آن روزها اما، شماری از آنان درباره چگونگی برخورد با منافقان، دیدگاه و نظری متفاوت با دیگر مؤمنان داشتند. منافقان را می شناختند و خیانت آنها را به چشم خویش دیده بودند. می دانستند که در پس معرکه، با مشرکان و اشراف قریش ساخته و در همراهی با آنان جنایات بسیاری علیه مردان و زنان مسلمان مرتکب شده بودند، ولی با این همه، تظاهر سالوسانه آنان را باور کرده و با کم توجهی آمیخته به دلسوزی ناموجه- که مردم سوز بود- اصرار داشتند خیانت و جنایت منافقان نادیده گرفته شود و درحالی که کمترین نشانه ای از قطع رابطه پنهان منافقان با دشمنان تابلودار اسلام نوپای آن روز در دست نبود، بر دیدگاه و نظر خویش اصرار می ورزیدند. اصرار این گروه که به درازا کشید، نوبت به کلام خدای سبحان و مهربان رسید؛ «فمالکم فی المنافقین فئتین والله ارکسهم بما کسبوا.... شما را چه می شود که درباره منافقان دو گروه شده اید؟ و حال آن که خدا آنان را به خاطر اعمال و کرداری که داشته اند، مردود کرده است. آیا می خواهید کسی را که خدا - به سبب اعمال خود او- گمراه کرده است، هدایت کنید؟.... آنان- منافقان- دوست دارند که شما را نیز مانند خود به کفر بکشانند تا با آنها یکسان شوید. پس هرگز با آنان دوستی نکنید، تا آن هنگام که در راه خدا مهاجرت کنند»

سوره نساء آیات 88 و .89

[ ۱۳٩۱/۱۱/۳ ] [ ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ ] [ محمد حسین شاهم آبادی ]

از مطالب اولیه وبلاگمه مناسب دیدم تو این روز دوباره باز نشر داده بشه.

در ایام 9 ربیع همیشه شاهد بحثهایی بین بچه شیعه ها هستیم  بر سر اینکه آیا لعن کنیم یا نه؟ بحث و جدل هایی که باعث تقرقه بین شیعه و شیعه می شود. در همین زمینه تصمیم گرفتم تا تحقیقی در این زمینه انجام دهم تا ببینم دین و اهل بیت چه به ما آموخته اند و با نقد ها و تکمله های دوستان به نتیجه جامعی برسیم.

 

_ معنی لعن: راندن و دور کردن است و در بعضی آیات قرآن کریم همراه غضب الهی آمده است « غضب الله علیه و لعنه و اعد له عذابا عظیما» نساء/47

پس لعنه الله یعنی فروفرستادن عذاب و محرومیت از رحمت است.

_ لعن عبادت است

همانطور که صلوات و درود بر کسانی که استحقاق آنرا دارند عبادت است و صلوات بر پیامبر اکرم و اهل بیت پاکش عبادتی بزرگ است ، لعن بر دشمنان آنها هم عبادت است و در قرآن کریم خداوند می فرمایند: « اولئک علیهم لعنه الله و الملائکه و الناس اجمعین » بقره/161

              « یلعنهم الله و یلعنهم اللاعنون » بقره/195

با اینکه این دو آیه خبریه استقبالیه هستند ولی همین که از کاری در آینده خبر میدهد یعنی آن کار مطلوب خداوند است یعنی نوعی امر بر لعن کردن دشمنان است، پس انجام دادن آن عبادت و حتی واجب است. علاوه بر این پیامبر اکرم و امام علی و امام حسن و دیگر امامان علیهم السلام حتی در قنوت نماز واجبشان افرادی را لعن می کردند.

_ چه کسانی مستحق لعن می باشند ؟

هر کس که گناه کبیره ای انجام دهد و ظلمی را مرتکب شود مستحق لعن است چنانکه قرآن کریم می فرمایند : « الا لعنه الله علی الظالمین » هود/18 که در آیاتی دیگری از قرآن ظالم را کسی میداند که گناه کبیره مثل دروغ مرتکب می شود مثل این آیه « والخامسه انّ لعنه الله علیه اِن کان من الکاذبین » نور/7

پس در نتیجه کسی که ظلمی مرتکب شود واجب است او را لعن کرد و بر همه کس ظلمی که خلفا در حق پیامبر و امام علی و حضرت زهرا و محسن علیهم السلام انجام داده اند واضح است پس لعن آنها هم واجب است نا جایی که امام صادق علیه السلام می فرمایند: « دروغ می گوید کسی که مدعی است ما را دوست دارد ولی از دشمنان ما بیزاری نمی جوید.»بحار/ج27/ص58

_ حال سوال این است که این برائت و لعن باید به صورت آشکارا و علنی و به هر قیمتی باشد یا خیر؟

 در جواب باید گفت که این برائت و لعن لزومی ندارد حتما بصورت آشکارا و علنی و در هر جماعتی باشد چنانکه 1-  در احادیث و آیات وجهی برای علنی بودن آن نیامده است 2- در روایتی از امیرالمومنین داریم که بعد از من شما را به بدگویی به من مجبور می کنند پس شما بدگویی من را(برای حفظ جان) بکنید ولی قلبا از من بیزاری نجویید. بر اساس این گفته امام علی برائت یک امر قلبی است و لزومی برای علنی شدن ندارد. 3- امام علی علیه السلام از لعن کردن مردم شام نهی می کردند و می فرمودند شاید در آنها افرادی باشند که در پی حق باشند ولی با رفتار شما از حق دوری گزینند. پس باید حواسمان باشد که کاری نکنیم که باعث از حق دور ماندن عده ای حق جو شویم. 4- در حین جنگ صفین شخصی از امام علی علیه السلام درباره بر حق بودن یا نبودن خلفای اولی و دومی و سومی میکند که امام در  جوابش به شدت او را مورد عتاب قرار می دهد و می گوید این چه وقت سوال پرسیدن است عده زیادی از کسانی که در سپاه من هستند به خلفا ارادت دارند و این سوال تو باعث اختلاف و جدایی آنها میشود. ما هم توجه داشته باشیم که  در زمان کنونی برای مبارزه با دشمن اصلی  اسلام و کفر حقیقی آمریکا و اسرائیل به اتحاد و همراهی تمامی ملتهای اسلامی احتیاج داریم و نباید کاری بکنیم که باعث اختلاف بین مسلمانان شود. 5- تقیه از واجبات مذهب شیعه است و بر طبق روایات این تقیه تا زمان ظهور حضرت مهدی ادامه دارد. 6-  باید توجه داشت که بعضی از حرکات و ظهور دادن این برائت و لعن باعث کشته شدن برادران شیعی ما در افغانستان و پاکستان و عراق می شود. روزی در حضور یکی از بزرگان به طور علنی لعن عمر میشود و آن آیت الله میفرمایند اگر جرئت داری برو زن و بچه ات را در پاکستان بگذار بعد بیا اینجا لعن بگو و یا مثل همین اتفاق در محضر آیت الله بهجت اتفاق می افتد که ایشان می فرمایند اگر میدانستی با کار تو خون شیعیان را میریختند این کار را نمی کردی.

البته باید توجه داشت که نباید گذاشت این برائت مورد فراموشی قرلر بگیرد و روز به روز باید برائت قلبی مان را بیشتر کنیم و آنرا نسل به نسل منتقل کرد ولی نه به هر شکلی.

 

[ ۱۳٩۱/۱۱/٢ ] [ ٩:۳٢ ‎ب.ظ ] [ محمد حسین شاهم آبادی ]

دیشب مدرسه شام نداد. هیچی نداشتیم بخوریم. کنج حجره چند تا دونه شلغم افتاده بود انداختیم تو آب و بعدش با نون خوردیم و شد شام شبمون. حاج خانوم پیام داد شام چی داشتی؟ گفتم: شلغم. گفت : مگه شلغم نون میشه! گفتم : چیزی نداشته باشی بخوری آره. گفت : خوبه حداقل تو عادت کن رفتیم سر خونه زندگی غذا درست نکردم خیلی بهت فشار نیاد.

ولی خداییش مگه شلغم نون میشه!!!!

همین موقع ها تو حیاط مدرسه صدای زار یه گربه میومد دل آدم ریش میشد. رفتم دیدم یه گربه بدبختیه تو آشغال ها دنبال یه چیزی میگرده پیدا کنه و به نیش بکشه ولی هیچی گیرش نیومد. دلم براش سوخت تو حجره گشتم هیچی که نداشتیم ته مونده شلغم رو ریختم جلوش. گربه بدبخت همچین دوید جلو فکر کرد گوشت شترمرغه. یه بویی بهش کرد و یه نگاهی هم به من انداخت و راش کج کرد رفت.

فکر کنم تو دلش داشت می گفت : مگه شلغم نون میشه !!!!!

[ ۱۳٩۱/۱٠/٢٩ ] [ ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ ] [ محمد حسین شاهم آبادی ]

بچه قمی ها کل سال منتظرند و دلشون خوشه که 19 دی بیاد و  برند دیدار آقا و یه دل سیر نگاش کنند. این 19دی قرار بود منم برم همه کارها هم جور بود و آماده رفتن بودم که یه اتفاقی افتاد و نتونستم. همه رفقا و هم حجره ای هام رفتند. خیلی دلم گرفت. همون صبح حین سخنرانی چکیده سخنان آقا برام فرستاده میشد : « آن کسانی که راجع به انتخابات توصیه هایی می کنند،حواسشان باشد به دشمن کمک نکنند. دائماً نگویند انتخابات باید آزاد باشد، از اول انقلاب 34 انتخابات داشتیم کدامش آزاد نبوده است؟ » « یکی از نقشه های دشمن برای جلوگیری از انتخابات پرشور این است که در ایام انتخابات مردم را به ماجرای سیاسی، اقتصادی، یا امنیتی مشغول کنند امّا ملت ایران هوشمندتر از این است که از دشمن فریب بخورد. »

وقتی این پیام ها رو می خوندم پیش خودم می گفتم وای حیف شد نرفتم آقا امروز چه سخنرانی حماسی داشتند ولی وقتی ظهر رادیو، بخشی از سخنرانی آقا رو گذاشت دیدم نه اونجور که من فکر می کردم نبوده. بعد از ظهر وقتی بچه ها از تهران بر می گشتند همشون با یه غمی می گفتند «آقا خیلی ضعیف شده بودند انگار خیلی رمق نداشتند».

دلم خیلی گرفت. آخه ما جوون ها دلمون به همین جوونی و نشاطت خوش بود آقا. نشاط و شور تو رو که می دیدیم تازه یه کم جون می گرفتیم.

نمیدونم شاید آقا مریض بودند، شاید دلشون از بی وفایی ها خون بود، شاید از این تَقَلّاهای انتخاباتی ناراحت بودند آخه همه سخنرانی امروزشون درباره انتخابات بود شاید ....

خدا نکنه آقا اینجوری بمونه برای سلامتیش دعا کنیم ....

[ ۱۳٩۱/۱٠/٢٠ ] [ ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ ] [ محمد حسین شاهم آبادی ]

 

 

دانلود - حجم 5.50MB

[ ۱۳٩۱/۱٠/۱٥ ] [ ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ ] [ محمد حسین شاهم آبادی ]

نگاش به سمت آسمون

ستاره ها رو می شمرد

خسته می شد بلند میشد

زخم های پا رو می شمرد

....

دانلود  - حجم 2.72MB

[ ۱۳٩۱/۱٠/۱٥ ] [ ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ ] [ محمد حسین شاهم آبادی ]

بهشت از دست آدم رفت از اون روزی که گندم خورد

ببین چی میشه اون کس که یه جو از حق مردم خورد

کسایی که تو این دنیا حساب ما رو پیچیدند

یه روزی هر کسی باشند حساباشون رو پس میدند

عبادت از سر وحشت واسه عاشق عبادت نیست

پرستش راه تسکینه پرستیدن تجارت نیست

........

دانلود - حجم 3.11MB

[ ۱۳٩۱/۱٠/۱٥ ] [ ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ ] [ محمد حسین شاهم آبادی ]

چند روزیه که خبر حمله یک فرد مسلح به دبستانی در آمریکا در اخبار جهان به سرعت پیچید و شد خبر اول مطبوعات حتی مطبوعات داخلی . پشت سر آن پیام تسلیت افراد مختلف از هنرمندان و رجال سیاسی جهان، رئیس جمهور فرانسه ایتالیا صدر اعظم آلمان و اعلام 4 روز عزای عمومی توسط اوباما و اشک های اوباما و همدردی مردم جهان . با شمع به خیابان ها آمدن؛ اونهم نسبت به واقعه ای که معلول قانون آزاد بودن حمل سلاح گرم در آمریکاست آنهم توسط یک شهروند آمریکایی؛ در حالی که همین انسان ها در قبال کشتار کودکان و بچگان فلسطینی هیچ محکومیتی نکردند و حتی اوباما رسما به اسرائیل اجازه حملات اخیر به غزه را داد و از قاتلان کودکان فلسطینی تشکر کردند و جایزه صلح هم به رئیس جمهور اسرائیل تعلق می گیرد.

هنوز هم خون عده ای از خون عده ای دیگر رنگین تر است!!!

چرا چون اونها بچه های آمریکایی هستند و اینها بچه های فلسطینی ...

من پیام تسلیت رئیس جمهورمون رو قبول داردم که هم از کشتار بچه های فلسطینی متأثر می شود و هم از کشتار بچه های آمریکایی.


[ ۱۳٩۱/٩/٢٦ ] [ ٩:۱٤ ‎ب.ظ ] [ محمد حسین شاهم آبادی ]

بنا بر اصل 88 قانون اساسی: در هر موردی که حداقل یک چهارم کل نمایندگان مجلس شورای اسلامی از رئیس جمهور و یا هر یک از نمایندگان از وزیر مسئول دربارۀ یکی از وظایف آنان سوال کنند ، رئیس جمهور یا وزیر موظف است در مجلس حاضر شود و به سوال جواب دهد و این جواب نباید در مورد رئیس جمهور بیش از یک ماه و در مورد وزیر بیش از ده روز به تاخیر افتد مگر با عذر موجه به تشخیص مجلس شورای اسلامی

برابر این اصل:رئیس جمهور اختیاری در پاسخ دادن یا ندادن به سوال نمایندگان ندارد و موظف است به سوال آنان پاسخ دهد.چرا که اگر رئیس جمهور سوال نمایندگان مجلس را بدون پاسخ گذارد مجلس ممکن است به سراغ اصل 89 قانون اساسی رفته و استیضاح رئیس جمهور را در دستور قرار دهد.

بر اساس این اصل حق قانونی نمایندگان است که از رئیس جمهور سوال کنند و رئیس جمهور باید جوابگو باشد و اگر جواب رئیس جمهور برای نمایندگان قانع کننده نبود کار به استیضاح و عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور میرسد.

ولی مگر این سوال از رئیس جمهور چقدر اهمیت داشت که این قدر در محافل سیاسی و غیر سیاسی به آن پرداخته شد؟!

 

 


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/٩/۱٧ ] [ ٩:٠٩ ‎ب.ظ ] [ محمد حسین شاهم آبادی ]

در مواجهه با نامحرمان
گر سر به زمین انداختی
یا چشم به آسمان دوختی
به خود ببال
چرا که آسمان و زمین از آن توست ...

[ ۱۳٩۱/۸/٢٩ ] [ ٧:۱٦ ‎ب.ظ ] [ محمد حسین شاهم آبادی ]

مگر نه این است که عاشورا فصلی است برای تمام فصل ها و عبرتی است از پس همه عبرتها؛

مگر نه این است که می شود خود را در عاشورا دید؛ مگر نه این است که امروز عاشورا است؛

مگر نه این است که امروز هم ندای عجل لولیک بر آسمان ها و قلب های همگی ندای او ... ولی آیا جانها هم با اوست؟ شمشیرها هم با اوست؟ قدم ها هم با اوست؟ و یا فقط نداها، ندای او؟

اگر از پس نداهای هر روزه مان مهدی (عج) بیاید، تا آخر هستیم و یا مثل شبث ها و عمر بن حجاج ها که فقط برای دنیایمان او را می خواندیم، سرداران سپاهِ دشمنانش می شویم؟

نکند ما را که عبیدالله بن حرّ جعفی شویم که امام آید بر در خیمه مان و دعوتمان کند که برخیز و بیا، و ما فقط در جواب اسب و شمشیر پیش فرستیم و امام آهی پشت سرمان!

ای کاش ضحاک بن عبدالله مشرفی نباشیم که تا آخرین منزل، از مکه تا کربلا، همگام امامان باشیم و در لحظه آخر سوار بر مرکب عقل شویم و بگریزیم که ماندن من برای جان تو سود نباشد!

ای کاش مثل کوفیان، مسلم، نائب امام زمانمان را تنها نگذاریم! مگر مسلم فرستاده امام نبود، مگر غیر این بود که حکمش، حکم امام بود! ننشینیم و بگوییم بگذار تا خود امام بیاید تا ببینیم چه می شود! ای کاش کوفی نباشیم، ای کاش کوفی نباشیم که علی تنها بماند!

ای کاش اگر حبیب ها و بریرها و مسلم بن عوسجه هایش نیستیم حداقل زهیرها و حرّها و عبدالله بن عمیرهای او باشیم.

می شود با یک نیم نگاهت یا حسین (ع)، شد وهب، شد عمر بن قرظه... می شود... در پی همین نیم نگاهیم...

[ ۱۳٩۱/۸/٢٦ ] [ ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ ] [ محمد حسین شاهم آبادی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

از حادثه لرزند به خود کاخ نشینان ما حجره نشینان غم سیلاب نداریم
امکانات وب

این صفحه را به اشتراک بگذارید


آتوس

ایران رمان

مترجم سایت